محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

175

تحفه خانى ( فارسى )

قدرى كه واجبست اخراج كند و الّا كه خون رقيق و صافى باشد در حال حبس خون بايد كرد و نگهداشت كه ازو فصد صرف شود كه خطر عظيم است و اگر چنانچه در حمى فصد ضرورت شد فصد بايد كرد و اعتماد بقول كه مىگويد كه سبيلى به خون گرفتن نيست بعد از رافع نمىبايد كرد و البته مىبايد گرفت و اين قول و مذهب جالينوس است و مقتديان با او زيرا كه جالينوس مىگويد كه الى الفصد سبيل و لو الى الاربعين بيش تا چهل روز در امراض دموى اگر در عليل قوت باشد فصد مىتوان كرد و اخراج خون به قدر حاجت و غايتش آنست كه پيش او نيز در ابتدا اولى است و اگر در ابتدا تقصير و اهمال شده باشد هروقت كه معالج اختيار مىكند بعد از رعايت قوانين مجوز است و در خراسان و عراق و فارس گاهى بقول جالينوس عمل مىكند چون در مرض صعوبتى و اشكالى پيدا شود و بسيار است كه موافق مىافتد و موجب خلاص است و بسيارست كه فصد در حميات دمويه از فصد اما در ابتدا و پيش از نضج مفرط نيابد و مفرط بعد از نضج مجوز است و گاه فصد چنان موافق مىافتد كه در حين اخراج خون تسكين مىيابد و از وصاياى حذّاق اطبا اينست كه شخص بارد المزاج قليل الدم را فصد نكند شخص مقيم در بلد شديد البرد اى شخص مبتلا به درد قوى را و بعد از محلل و كسى را كه از چهارده سنّ او كمتر باشد يعنى بسنّ بلوغ نرسيده باشد و كسى كه پير شده باشد و كسى كه بسيار لاغر خشك باشد و كسى كه بسيار فربه باشد و شخصى كه بشره او سفيد باشد و يا زرد و آثار غلبهء خون در ايشان نباشد اين جماعهء مذكوره را بىضرورت قوى فصد نبايد كرد كه فصد مخاطره است و در فصد خون هلاك است و از جملهء وصايا اينست كه